تيمورلنگ در آن هنگام در سراسر كشور به كشتار و تاراج پرداخته بود (1387). در بحبوحه‌ٴ چنان‌ مصايبي زندگي همراه با مطالعه و تحقيق گريگوري و شاگردانش چگونه مي‌گذشت‌؟ با داوري از روي نسخه‌هاي خطي موجود و دلايل بعدي‌، كتاب پرسش‌ها در محافل راست‌كيش ارمني‌ شهرت و رواج زيادي يافت‌.
علاوه بر آن‌، گريگور تفسيرهايي بر تورات‌، فهرستي از آثار غيرمقدس و بحثي در باب آن‌(1383)، شرحي بر سنت كوريل اسكندراني (سراسقف 412ـ444) در سال 1391 به خواهش‌ دوستش گريگور ارزنجاني متكلم ديني نوشت‌.

ج‌. يهود

1. اسپانيا
ماهربن الدَبي

دايرةالمعارف‌نويس يهودي اسپانيايي‌. در ربع اول سده‌ٴ چهاردهم در طليطله زاده شد، از يك‌ خانواده‌ٴ اشرافي بود؛ نوه‌ٴ عاشربن يَحيئيل و پدرش تلمودداني ملقب به حَسِد (پارسا) بود. در زماني نامعلوم مجبور به ترك طليطله و اسپانيا شد. محل بعدي اقامتش به‌طور عجيبي نامعلوم‌ است‌. ادعا شده‌1 كه مدتي را در بيت‌المقدس گذراند، ولي اين مطلب قابل اثبات نيست‌.
او پيش از ترك طليطله نقشه‌اي براي تأليف رساله‌اي دايرةالمعارفي تنظيم كرد كه هدف از آن‌ گردآوري همه‌ٴ حكمت و معرفت قوم يهود بود. تصور مي‌شد بيشتر آن معلومات داراي منشأ يوناني است‌، ولي او تصور مي‌كرد آثار يوناني در نهايت از آثار عبري اقتباس شده است‌2. براي‌ كسي كه داراي چنين اعتقادي بود بازگرداندن همه‌ٴ آن معلومات و معارف به پديدآورندگان‌ اصلي‌شان هدف بزرگي محسوب مي‌شد. اين كتاب كه راه ايمان نام دارد، در سال 1360 تأليف‌ شده است و به مفهوم دقيق كلمه دايرةالمعارف نيست‌، زيرا مطالب آن به‌صورت پيوسته‌اي‌ تنظيم نشده‌، بلكه مجموعه‌اي است از منتخباتي كه به شيوه‌ٴ دايرةالمعارف‌هاي چيني يا آيينه‌ٴ ونسان دو بووه گردآوري شده است‌. نسبت دادن انتخاب به او چندان برازنده نيست‌. او بيشتر كار گردآورنده‌ٴ يك گلچين ادبي يا كتاب مرجع را انجام مي‌داد، جز اين‌كه گاه فراموش كرده است‌ مأخذش را ذكر كند. به نظر مي‌رسد اطلاعاتي از زبان عربي داشته (مثلاً به سيزده اصل اعتقادي‌ يهود در كتاب السراج ابن‌ميمون مراجعه كرده است‌) و در مقدمه مدعي است اطلاعات زيادي از زبان‌هاي خارجي به‌دست آورده است‌، ولي معلوماتش بيشتر از نوشته‌هاي عبري اقتباس شده است‌.


1.   ¿ اظهارات خود او در راه ايمان‌.
2. اين اعتقاد مختص او نبود و در سده‌هاي ميانه كم به چشم نمي‌خورد، زيرا نه‌تنها يهوديان‌، بلكه مسيحيان هم در آن سهيم بودند، از جمله راجر بيكن (  ¿ مقدمه 2، 1830).